X فروشگاه اینترنتی
فروشگاه اینترنتی
تندر،بانوی تاریکی ها

تندر،بانوی تاریکی ها

سرزمین بارانی تندر

سرزمین بارانیـ تندر( پست ثابت)


آدرس جدید سایت ( یعنی دامنه .ir همین سایت): ztondar.ir
زیبا جادار مطمئن

***********

اینجا سرزمین بارانی

میتونین توی سرزمین بارانی عضو بشید و مطلب ارسال کنید

اینجا در مورد خودم و خاطاتم و دلنوشته هام

وبعضی وقت ها هم یه کوچولو لطیفه می نویسم

و شماهم میتونید همین کار رو انجام بدید

پس زود تر در سرزمین بارانی عضو بشید

اگه مشکلی در عضویت وجود داشت از طریق نظرات همین پست به من اطلاع بدید

اینستاگرام من :instagram.com/z_tondar

با تبادل لینک هم به شدت موافقم ، مارو لینک کنید و بگید که لینکتون کنم



برچسب ها : سرزمین بارانی , عضویت در سرزمین بارانی , سرزمین بارانی تندر , تندری در سرزمین بارانی , تندر جرقه از پس تاریکی باران , باران , ببار باران , عضو شوید , چت روم , وبلاگ گروهی , عضویت , سرزمین بارانی من , بهترین وب , بروز ترین , تندر , صاعقه , خدا ,

چنل گلکسی در تلگرام

چنل عکس های گلکسی و شاخ و ترسناک ور تلگرام

بروز ترین چنل گلکسی در تلگرام


فقط کافیه رو لینک زیرکلیک کنید


https://telegram.me/joinchat/Cqoqfj7ojmvythyp53CyxQ


د




برچسب ها : چنل س.کسی , چنل خاک برسری , عکس های اونجوری , کانال س.کسی , کانال اونجوری , کانال خاکبرسری , کاتال عکس های گلکسی , کانال عکس های بنفس , کانال عکس فانتزیی , عکس فانتزس , عکس دارک , Dark pic , Galaxy pic ,

تنهایی...

از دور جالب به نظر می آمد

این که تنها باشم و دیگر به کسی وابسته نباشم

اما همین هم همین الان آزارم میدهد

این که هیچ کس به فکرم نیست هیچ کس به خودش نمیگه الان اون کجاس داره چیکار میکنه

چرا من همیشه باید به ترسم که نکنه یوقت هم صحبتم از دستم ناراحت بشه

اخه چرا من ؟

انقدرم دلم میخواست یه چیزی هرچیزی حتی ی شاخه گل داشتم

ولی باور داشتم ک هیچوقت ولم نمیکنه

هیچوقت نمیگه بیخیال این دگ کیه

هیچوقت از محبتم زده نمیشه

هیچوقت ازیتم نمیکنه

بهم زخم نمیزنه

اخم نمیکنه

در جواب حرفام بی محلم نمیکنه

دلم میخواد باور کنم که یچیزی دارم که هیچوقت از دستش نمیدم

ولی اخه چرا

چرا همیشه هرچی که دارمو از دست میدم

حتی خوشحالیمامو

حتی دوستامو حتی بهترین لحظات زندگیمو

چرا ....



چه میشد اگر صبح هادمیخوابیدیم و شب ها بیدار بودیم ؟

شاید بگویید خواب نما شده ام یا عقلم را از دست داده ام ساعت 3:30 نصف شب است

ولی خوب چ کنم باز هم از ته دل چیزی را میخواهم ک نمیتوانم ب آن برسم

بچه ک بودم باخودم میگفتم آدم چرا چیزی را آرزد کند وقتی میداند ب او نمیرسد

ول خودم الان درست 2 آرزوست ک میدانم فقط ممکن است معجزه شود ک اتفاق بیوفتند سومی هم ک ....

ولی یکی از رنگین ترین ان ها همسن شب بیدار بودن است

اخر نمیدانم مگر چه میشود شب ها بیدار بودیم

حاظرم همه دار و ندارم را بدم تا فقط شب بیدار باشیم و ب امورات زندگی برسیم

درست است همه اش زیر سرملاتونین است😠

اگر دستم به او میرسید زنده اش نمیگزاشتم چ بلاها ک ب سرم نیاورده

خیر سرم فردا مدرسه دارم انوقت نشسته ام دارم رویا میبافم

راستی دیده اید چ جالب شده حرف زدندم

هههه خودم ک خیلی خوشم ازش آمده

خب دیگر خداحافظ ارواح نازنین توروخدا کنتی چیزی نزارین آخر کفر میشود

سر دو دنیا بهم می آید

خلاصه باید بگویم ک

خداحافظ

دختری با چشم های درحال سوختن و مغزی در حال ونگ ونگ ونگ کردن تازه گوشمم گرفت

الانه ک بمیرم بهتره برم بخوابم تا ی بلای دگ ای سرم نیامده


این روزای ما

سلام بر دوستان خموش

اخه من نمیدونم کی تا حالا ساعت 2 بعد از ظهر امتحان داده

اونم چی؟ المپیاد

ینی واقعن مخم نمیکشیدا!!!

اومدم خونه دیدم خیلی راحت میتونستم بالای 60 درصد بگیرم ولی همش بی قتی مهض

انقد بی دقتی کردم که شک دارم قبول شم 😢😢😯😯😯

چه میدونم خدا خودش عالمه

دوشبه نخوابیدم اصن خوابم نمیبره چون خیر سر المپیاد من هرشب خیلی زود میخوابیدم ساعت 3 بود

اصن اون بیخیال امروزو بگو

باکلی بدبختی از خواب ناز بیدار شدیم رفتیم دیدم مدرسه ها تعطیلن

حالا چرا ؟

چون دیشب هوا خاک داشته

حالا دیشب کلی بارون بارید انقد خاکی بود که رو هرجی میریخت سه صوت خشک میشد گل میشد

الانم که هوا در بهترین شرایط خودشه

به قول داداشم پرنده ها چهچه میزنن هوا صاف صاف ابی ابی

اون وقت اموزش پرورش گفته تمامی مدارس استان به علت الودگی هوا تعطیل 😕😐😐😐😐😐

به جان خودم خواستن از تهران کم نیارن 😂😂😂

اونا که یه هفته تعطیل بودن اونم تو امتحانا

خرشانسعلی خانان

کامنت که نمیدین طبق معمول منم حوصله منت کشی ندارم اصن کمنت نمیدین ندین به من چه 😐😂😄

خوب دگ حداقل یه دعایی بکنین واسه المپ

خوب دگ من برم

واسه پایین تر از چارما آرزو میکنم همتون تو هچل المپ بیوفتین

بدرود ✋👋✋👋




برچسب ها : المپیاد , سوتی آموزش و پرورش , تعطیلی مدارس , باران گلی , مدرسه , تندر. , دارک لیدی , dark lady , tondad , raino city , شهر بارانی ,

اهم اهم درس نخون دیروز و المپیادی امروز صحبت میکنه😉

سلام بر شهر بارانی (به عبارتی شهر مردگان)

دیشب تازه ساعت 11 شروع کردم درس خوندن جاتون خالی به بهانه المپ امتحان ادبیاتم قشنگ خراب کردم

صبح یادمه ساعت 4 بود که دیدم داره حوصلم سرمیره اصن خوابم نمیومد کتاب و بستم گرفتم خوابیدم

لنینجر 3 داره کم کم تموم میشه خداروشکر از سلولی ام فقط فصل 24 سرطان مونده

واسه عیدم که همه منابعو تموم کردم کتاب آقای امیری رو میخونم تعریفشو خیلی شنیدم

مبانی رو هنوز شروع نکردم خبرم گایتونم هنوز تموم نشده😳😵😨

اکولوژش و رفتارم که دگ هیچی دس جمعی صلوات خدا روح رفتگان شمارم بیامرزه

اینجوری میخوام مدال طلای جهانی بگیرم اعتماد بنفسو حال میونید

ولی میتونم قول بدم که بعد تابستون من یه مدال گرفتم حالا طلاام نبود نبود 😂😂😂

ولی مگه دس خودشه باس طلاباشه

رفتم به وبلاگای قدیمی ام سرزدم تقریبا از 10 تاش 3 تاش فیلتر نشده بود

کلن آرومم نمیگیره کار غیر قانونی نکنم

اگه بروبچ اینستا این مستو میبینین یه کمنت بدین همو پیداکنیم دلم براتون تنگ شده 😢😣

میدونم که یروزی این روزا تموم میشه برمیگردم و این مطلبارو میخونم و اشک میریزم یا حداقل مثه الآن یه بقض سنگین گلومو میگیره

نامه ای به خودم :

سلام تندر بانو ...الان کیه تو کجایی مدال گرفتی مگه نه ؟

داری گریه میکنی؟ پاشو خرس گنده گریه واس بچه هاس

دلم برات تنگه میخوام بیام پیشت دلم اونجایی رو میخواد که وایستادی میدونم موفق شدی من موفق زاده شدم با یه ژن موفقیت

الان ساعت دو و نیم و من از ساعت یک دارم بعدا بعدا میکنم که برم درس بخونم

برای اولین بار در طول تاریخ بشریت دارم اهنگ فارسی گوش میدم و لذت میبرم ...🎶🎵

...چشام ابریه بازم

من این روزارو میشناسم

میدونستم جای فصلا باهم عوض میشه بازم

اشکات برگای پاییزه

اما هیچوقت نمیریزه

خیلی تنها موندم ....

😔😔😔😔😔

هیچی نمیدونم فقط میدونم اگه قبول نشم داغون میشم

مرگ محض

یه مرگ که بی سروصدا میاد و تو تمام وجودت میشینه منتظر میمونه تا جواب مرحله دو رو بدن و بعد ...⚡

ای کاش قبول شده باشم ای کاش ای کاش

یروز ایی فک کردن به المپیاد مسخره ترین کار بود ولی الآن شده تمام زندگیم وای خدایا دارم عقلمو از دست میرم

خدایا کمکم کن لطفا توروخدا🙏🙏🙇

یکی میگفت وقتی آدم خیلی تنگ میاد خدارو به خودش قسم میده ...😦😓😖🙏



برچسب ها : المپیادی , تندر , المپیاد زیست شناسی , زیست شناسی , المپیادی امروز , پیروزی , خدا , کمک , المپیاد , زیست , سوالامرحله دو , قبولی در مرحله ث , مرحله 2 المپیاد ,

هفته بد /آینده خوبه میدونم ^___^

این ماه اصلن اونجوری که میخواستم نشد

معدلم میاد پایین _المپیادم اونجوری که باید نخوندم

ولی خوب بود دیروز با بچه های استانی رفتم سرکلاس

فکر میکردم اونا خیلی قوین انقد استرس داشتم که داشت قلبم از حلقم بیرون میومد

هرچی استاد میگفت بلد بودم ولی انگار دهنم چسب زده بودن که حرف نزنم

یکی از بچه های اونجا مثه خودم بود

میپرید و حرف میزد ور واقع همون اعتماد به نفس منو و آورد پایین

اینجاست که شاعر میفرمایند:

بهرام که گور میگرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

یا مثلا :

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

دیشب انقد خسته بودم تا 11 خوابیدم ،بعد بیدار شدم یه ساعت چرخیدم دوباره خوابیدم تا 9 امروز

جلو پا خرس قطبی لنگ میندازم

اینجاام که شده مثه خانه اشباه خودم برا خودم مینویسم 😐😯😂

خداجون شکرت همش میگفتم چرا انقد تنبلم همه سلولی خوندن فقط من موندم

الان که میبینم شانس آوردم نخوندم چون 3 فصل اونی که برنامه ریزی کرده بودم تو کلاس فهمیدم زیادیه 😐😂

بیوشیمیم گفتم استرایر بیارن ببینم چه خبره اونورا

لنینجر داشتم ولی رفتم ع یه انتشاراتی دگ خریدم که هم عکساش رنگی بود هم سوال داشت

ولی جواب ندادرن کلن باو خصیصا یه دو صفه جوابم میزدین تنگش دگ چی هی من برم جواب از این سایت و اون سایت بگیرم 😐

تو همیناش مونده بودم که گایتونم اضافه شد خدابخیر بگزرونه 😂😕

تا آخر این هفته اگه زنده بودم حتما برمیگردم 😢......ای اشباه😂😂😂😂



برچسب ها : المپیاد , استانی , استاد المپیاد , تندر , خاطرات تندری , من المپ ثبولم , من قبول میشم , بخند , خاطرات باحال , دارک لیدی , tondar , dark lady , the mystery ,

خسته نمیشم ^____^


همه دنیا بهم میگم نمیشه

میگن تو متوهمی

میگن تو دیوانه ای

میگن تو نمیتونی بری جهانی بری کشوری مدال بیاری

اما من نمیفهمم واقعن چ فرقی دارم با اونا ،با اون اقایون و خانومایی گ مدال میارن و افتخار افرین میشن من با این هوش فوق العاده چرا نیاید قبول شم آخه؟

من امید دارم

یادم میاد بچگیامو

وقتی که داشتم باتعجب تقسیم مدالای جهانی بین دانش اموزای ایرانی رو نگاه میکردم

میگفتن :ینی میشه،ینی منم میتونم؟

و در جوابم ب خودم این بود :ن امکان نداره

تا این که یه نوری تابید و جوری تو چشمم زد که دگ دلم ب هیچ نوری راضی نمیشه

اسم اون نور میدونین چیه ؟ ...."المپیــــــــــاد"

المپیاد آرزوی بچگی هامه

ینی حدودا ۵ _۶ سالگی

اخه یه بچه که هنو مدرسه نرفته چ ع المپ میفهمه

من علاقه داشتم ،علاقه وحشتناک ب کتاب های علمی واسه همینه که وقتی نور المپیهد بهم زد بد جوری گرفتارش شدم

سال اول یه کم نور کنکور تو صورتم خورد ،بعد ولش کردم

امیدم رو ب زندگی از دست دادم

افسرده شدم

گوشه نشین نشدم

ب خودم گفتم :تندر چی شد کم آوردی اون منم منما کجا رفت ؟

رتبه اول شهر کجا رفت ،اونی ک پنج دیقه بیشتر برا اماح ریاضی اصلی نمیخوند کجا رفت ؟

دوستم در مورد روند المپ ی چیزایی گفته بود ولی زیاد بهش امید نداشتم

تا این که معجزه شد

منی که شبا قبل خواب رویای مدال گرفتن میدیدم سر ی کلاس نشسته بودم و داشتم در مورد کلاسای المپ ک میخواست برگزار بشه میشنیدم

هنوزم ک هنوزه خودمو سرزنش میکنم ک چرا اخه چرا از همون روز شروع نکردم

اولی یچیزی از ته قلبم میگه تو هنوزم ۴ ماه وقت داری و ۲ هزار ساعت وقت خالی مفید

اگه با برنامم پیش برم حتما موفق میشم

خوش حالم که خدا بهم هوش داده ،خوشحالم که خدا بهم این همه امکانات داده،خوشحالم که خدا تا دستمو طرف کتاب میبرم همه نگرانیامو برطرف میکنه و همه سنگا رو از سر رام برمیداره ،خوشحالم که یه ماه روزی ۳ ساعت خوابیدم و هنوزم زندم ،خوشحالم که برا زندگیم یه هدف پیدا کردم ،خوشحالم که کلی کتاب دارم ،خوش حالم که زنده ام ،خوشحالم که بالا سرم یه آسمون ابیه بزرگه ،خوشحالم که اشرف مخلوقاتم و خوشحالم که انرژی ای تو خودم پیدا کردم که میتونم باش به بهترین جاها برسم

و در آخر ..↯⇩

ممنونم واسه این زندگیو هوای تازه واسه هرچی که منو یاد تو میندازه واسه امروز که نمیزاری تموم شه من تو رو دوست دارم بی حدو اندازه

.

.

.

چجوری بگم خدا جــــــــــون از تو ممنونم ♡♥ツ☆



برچسب ها : خداجون , المپیاد , مدرسه , امتحان , درس خوندن , تندر , دارک لیدی ,

فک و فامیله داریم،صد دحمت ب پت و مت

امروز صب مامان خانم تشیف بردا بودن ب دسشویی،بابامم ک اصن انگار ن انگار برا خودش خ شیک و مجلسی رفته برق دسشویی خاموش کرده .

مامانم از دسشویی اوم ه بیرون،دیده صدای صندلی کامپیوتر میاد

ب بابام گفته برق رفته کامپیوتر روشن نکن

بابام کامپیوتر روشن کرده گفته بفرما اینم برق

بعد مامانم رفته چراغ دسشویی روشن کرده دیده روشن میشه،

قیافه مامانمنمیتونم تصور کنم تو اون لحظه ههههه😐😐😐

ینی ب پت و مت گفتن زکککی😂😂😂😂


ههههه



برچسب ها : جک بخند جدید , جک , جدید ,

نويسندگان

آرشیو مطالب

درباره وبلاگ


دختری هستم از جنس تندر
آرام نیستم؛
زندگی را همیشه مغرو و خروشان می شناسم.
از زندگی من چه می دانی؟
هیچ نمی دانی
********
عشق من گرگ ها هستند
با تندر و باران خو می گیرم
با طبیعت زندگی می کنم
خدا را می ستایم

نظرسنجی

    آیا افکت های اضاه وبلاگ(ابر و باران و صاعقه) مزاحم خواندن مطالب می شود؟





آمار

    افراد آنلاین : 1
    بازدید امروز : 15
    بازدید دیروز : 115
    بازدید این هفته : 130
    بازدید این ماه : 708
    بازدید امسال : 708
    بازدید کل : 192384
    تعداد پست ها : 121
    تعداد نظرات : 159